Current Date : 9/23/2018 صفحه اصلي |  مديريت محتوايي  |  تماس با ما |  ارتباط با مديريت 
 English  |  Persian كنسرواتوار موسيقى تهران   
Quick Link
در آينه مطبوعات  «
بخش بين الملل  «
تقدير نامه ها  «     
بازديد ها  «     
قراردادهاي فرهنگي  «     
ثبت نام براي تحصيل  «     
شرايط تحصيل در  «     
كنسرواتوارهاي خارجي     
ساير سايتها  «
سازشناسي  «
مهندسي صدا  «
موسيقي الكترونيك  «     
الكتروآكوستيك  «     
استوديوها  «     
سازشناسي الكترونيكي  «     
نرم افزارها  «     
آكوستيك  «     
عضويت در خبرنامه  □
نام
ايميل

آرشيو اخبار

۸۸۸۲۴۰۵۰ - ـ۸۸۹۱۳۰۱۰ ـ ۸۸۳۱۶۱۹۲

تاريخ خبر : 13/12/1386

با اساتید کنسرواتوار تهران"" دكتر هما سادات افسري"" 

  داراي درجه تخصصي پزشكي و مرتبه اميري نيروي انتظامي و چند مدرك تحصيلي در مراتب عالي و اداري و آشنايي با چهار زبان رسمي عربي ، ايتاليايي ،انگليسي و فرانسه مدرس رشته موسيقي دانشگاه سوره و مدرس دروس اختصاصي موسيقي در كنسرواتوار تهران (مؤسسه خوش نهاد پيمان ) مي باشد .


  وي از 11 سالگي نزد استاد حسين خان يا حقي به تمرين ويولن پرداخت . ساز پيانو را در هنرستان موسيقي دنبال كرد. بعد از ديپلم وارد دانشكده پزشكي و بعد از آن وارد خدمت نظام شد سپس وارد دانشكده هنر زيبا (رشته موسيقي و دانشگاه ULB بروكسل بلژيك راه يافت. استاد دكتر فاطمه سادات افسري بانويي است دانا و فرهيخته و از مفاخر مسلم ايران زمين.
سال 1356 ليسانس رشته موسيقي رتبةاول از دانشكدةهنرهاي زيباي دانشگاه تهران سال 1358 فوق ليسانس رشته مديريت امور فرهنگي از دانشگاه هنر سال 1360 تخصص آسيب شناسي باليني و تشريحي از دانشكده پزشكي دانشگاه تهران سال 1372 - 1368 طي دوره فيزيكولوژي در دانشگاه ULB بروكسل بلژيك .

گفتگو با استاد در مورد جایگاه هنر و موسيقي درماني - گفتگو از مهرداد جلالي

هنر، در زندگي انسان داراي چنان جايگاه رفيعي است كه حتي در درمان انسان نيز مورد توجه قرار گرفته است.
اين خود ناشي از رابطه گسست‌ناپذير ميان جسم و روح است؛ چرا كه انسان مجموعه‌اي واحد از جسم و روان است و شعوري هماهنگ‌كننده، ساختارهاي جسمي و رواني او را شكل مي‌دهد.

اين تعريف از انسان، نگاه جديدي به طب نيز دارد. اين نوع طب كه «طب جايگزين» نام دارد، فعاليتي ميان رشته‌اي بين صاحب‌نظران علوم پزشكي، روان‌شناسي، عصب‌شناسي، جامعه‌شناسي، مردم‌شناسي و هنر محسوب مي‌شود. موسيقي در‌ماني يكي از شاخه‌هاي علوم درماني است كه در آن از موسيقي و فعاليت‌هاي گوناگون همراه با موسيقي به عنوان ابزار درماني استفاده مي‌شود.

موسيقي مي‌تواند از طريق ايجاد تحريكاتي در قسمت‌هاي مختلف سيستم عصبي به طور وسيع بر اعضا و اندام انسان از نظر ادراكات حسي و كاركردهاي عملي مفيد واقع شود و باعث پويش جسم و روان در حالت سلامتي و بيماري گردد. بنابراين جنبه‌اي از آن به فيزيولوژي مرتبط است (چگونگي شنيدن اصوات و موسيقي و انتقال آن به مراكز ادراكي)، و جنبه ديگري از آن به روان‌شناسي (تاثير موسيقي بر حالات نفساني ادراكات، تمايلات و زيباشناسي مانند تناسب، تعادل، توازن و تقارن).

از اين‌رو «موسيقي درماني» برخلاف پزشكي كلاسيك، ناظر بر درمان‌هاي غيردارويي است. پزشكي رايج ديدگاه سلولي و ملكولي و اجزاي متفاوت متشكل انسان را مورد نظر دارد؛ اما ويژگي تمام رشته‌هاي طب جايگزين استفاده از «قابليت‌هاي خود درماني بدن» و «كل نگر بود» اين رشته‌ها است. آنچه در اين رويكرد اهميت دارد نقش روح و روان آدمي و مبناي ما بعدالطبيعي آن يعني نقش روان بر جسم است. آنچه در‌پي مي‌آيد گزارشي است از سخنراني دكتر هما سادات افسري در موزه اخلاقي پزشكي دانشگاه تهران كه به موضوع «موسيقي درماني» اختصاص دارد.

***
جدايي و فاصله واقعي بين علم و تفكر اسطوره‌اي، در سده‌هاي هفدهم و هجدهم پديدار شد. آن زمان علم (زمان بيكن، دكارت و نيوتن) در جبهه‌گيري بر عليه انديشه‌هاي اسطوره‌اي به اين فاصله و جدايي نياز داشت.

عقيده بر اين بود كه علم براي حفظ حيات خود، بايد به جهان حس‌ها، يعني جهاني كه مي‌بينيم، مي‌بوييم، مي‌چشيم، پشت كند. حواس، جهان موهومي تلقي مي‌شد، در حالي كه جهان واقعي را برخوردار از ويژگي‌هاي رياضي مي‌دانستند كه فقط از طريق خرد مي‌شد آن را شناخت و به تمامي در تضاد با گواهي‌هاي نادرست حواس بود. اين جنبش احتمالاً يك ضرورت بود؛ زيرا تجربه نشان مي‌داد كه تفكر علمي به خاطر وجود اين جدايي قادر به برپايي خود شد.

ليكن علم معاصر گرايشي براي فائق آمدن بر اين فاصله و جدايي دارد و اينكه داده‌هاي حسي، به سان چيزهاي معنادار، حقيقي و قابل تبيين، به طور فزاينده‌اي در حال ادغام مجدد در تبيين علمي هستند. از سويي انسان با لوح سپيد ذهن متولد نمي‌شود و اغلب اشياء در ذات ذهن او نقش گرفته‌اند.

تفاوت بنيادي ميان انديشه مدرن و انديشه اسطوره‌اي در اين است كه اولي درك فايده‌گرا داشته و ديگري بازنمايي‌هاي احساسي است و علم توانايي غلبه بر طبيعت را دارد.
معناي بنيادي اسطوره در سلسله پي‌درپي حوادث نهفته نيست؛ بلكه در مجموعه كلي حوادث قابل درك است.

در دوره رنسانس و قرن هفدهم تفكر اسطوره‌اي در انديشه غربي به كنار رانده شد و رمان پديدار شد. در اين زمان موسيقي بود كه رويكرد اسطوره‌اي مي‌آورد و كاركردهاي عقلايي و عاطفي را بر ذمه خود قرار مي‌داد (مانند حلقه نيبلونگن). موسيقي سويه آوايي و اسطوره بعد حسي و معنايي زبان را مد نظر دارد.

تعليم و تربيت نزد يونيان براساس دو محور كلي شكل مي‌گرفت. نخستين محور، موسيقي براي تنزيه، تزكيه، ايجاد هماهنگي و توازن در نفس و دومين محور ورزش براي تندرستي، شادابي و توانمندي در بدن بود. از محتواي اسطوره، تراژدي متولد مي‌شود. نيچه گفته است: تراژدي عالي‌ترين شكل تركيب دو اصل ديونيزوسي و آپولوني است.

نزد يونانيان ديونيزوس، خداي شور عشق است كه سرمستي جنون‌آميز او نقطه مقابل كردار آپولون قرار دارد. آپولون نماينده مرزها و محدوديت‌هاست، مثل نور است. همه چيز را تعيين مي‌كند و سر جاي خود مي‌گذارد و به اعتقاد نيچه، فرهنگ يونان داراي دوسويه آپولوني و ديونيزوسي است.

آپولون از اصول و مباني سخن مي‌گويد و همين امر باعث مي‌شود كه او حمايت كننده اصول اخلاقي باشد. اگر به امري خلاف اين اصول برخورد كرد به آن «نه» مي‌گويد. اما ديونيزوس «آري» گوي است. آوازهاي ديونيزوس در صورت چيرگي، بيان واكنش‌هاي ابتدايي، بي‌نظم و بي‌سامان است و اما فراخوان آپولون مبين استدلالات عقلي است.

در نگاه فيزيكدانان كلاسيك، طبيعت عيني، زمان خطي و ماده، انرژي و فضا مطلق است، اما از ديد فيزيكدانان معاصر، طبيعت عينيت يكپارچه‌اي نيست و ماده و انرژي و فضا و زمان نيز مطلق نيستند. موسيقي درماني و يا رفتار درماني از ديدگاه علت و معلولي، پيروي از وضعيت ثابت گذشته است. ليكن موسيقي درماني در راستاي هنرهاي خلاق و در زمان وفضاي غيرخطي، وضعيتي مبهم و ناشناخته مي‌يابد.

«لاري دوسي» بسياري از معضلات بيمارگونه را منتج از سوءدريافت و بي‌نظمي در زمان مي‌داند و از اين‌رو كيفيات روحاني در موسيقي را شديداً توصيه مي‌نمايد.

ارفئوس، چهره افسانه‌اي تاريخ يونان با چنگ سحرآميز خود تمامي موجودات ذيروح را تحت تاثير قرار مي‌داد. موسيقي درمانگر، خود نمونه بارزي است از عمل ارفئوس. ارفئوس تلاشي نستوه به كار مي‌گيرد تا رابطه معقول و متعادلي بين خرد آپولوني و از هم گسستگي رفتاري ديونيزوسي ايجاد كند.

او پاسخگوي تمام معضلات اين راه نيست و به حقيقت دست نمي‌يابد. او تمام مظاهر حقيقت را جستجوگر است تا با امكانات بالقوه‌اي كه در كنه ذهنيت اين بيماران باقي است به ياري آنها شتابد و آنان را از «من بيمارگونه‌شان» به «من حقيقي‌شان» بازگرداند و آن گفته «عنايت خان»، عارف را يادآور شود كه: حيات با تمامي جلوه‌هايش يك موسيقي بيش نيست و حصول معنوي آن، تنها همساز كردن خود و هماهنگي با اين موسيقي است.



تهيه و ارسال خبر    :   روابط عمومی کنسرواتوار تهران

ثبت نام آغاز شد

  پرينت صفحه جاري   پست الكترونيك   ذخيره آدرس سايت
 

88913010  (021)98+ خيابان كريمخان زند ، ابتداي خيابان استاد نجات اللهي ، پايين تر از كليسا ، ساختمان 299
info@TehranConservatory.ir CopyRight © 2007 All Right Reserved Tehran Conservatory of Music  
Web Design : Ati Net Co .   Programmer : Hassan Rashidi