Current Date : 2/26/2020 صفحه اصلي |  مديريت محتوايي  |  تماس با ما |  ارتباط با مديريت 
 English  |  Persian كنسرواتوار موسيقى تهران   
Quick Link
در آينه مطبوعات  «
بخش بين الملل  «
تقدير نامه ها  «     
بازديد ها  «     
قراردادهاي فرهنگي  «     
ثبت نام براي تحصيل  «     
شرايط تحصيل در  «     
كنسرواتوارهاي خارجي     
ساير سايتها  «
سازشناسي  «
مهندسي صدا  «
موسيقي الكترونيك  «     
الكتروآكوستيك  «     
استوديوها  «     
سازشناسي الكترونيكي  «     
نرم افزارها  «     
آكوستيك  «     
عضويت در خبرنامه  □
نام
ايميل

آرشيو اخبار

۸۸۸۲۴۰۵۰ - ـ۸۸۹۱۳۰۱۰ ـ ۸۸۳۱۶۱۹۲

تاريخ خبر : 06/02/1385

اوضاع و شرايط فعلي موسيقي اصيل ايراني 

 

اوضاع و شرايط فعلي موسيقي اصيل ايراني در ذهن هر علاقه مندي ، ترکيبي از بيم و اميد را پديد آورده است.

اين هنر ظريف که قدمت چند هزارساله دارد، در کشوري که مهد يکي از تمدن هاي مهم جهان است ، دست به دست به ما رسيده است. همه اينها در شرايطي است که در طول تاريخ با حمله هاي زيادي که به ايران عزيز شده ، هر بار بخشي از گنجينه فرهنگي و هنري ما به يغما رفته است. بديهي است در غير اينصورت ، اين هنر و ساير هنرها به شکل غني تر و پربارتري به دست ما مي رسيد. اما با همين وضعيت نيز بايد به فکر حفظ و غناي گنجينه موسيقي کشور بود. در اين شرايط ارگان ها و نهادهاي متولي موسيقي ، آن چنان که بايد و شايد در راه اعتلاي اين هنر گام برنمي دارند. بي ترديد وظيفه و انتقال هنر از نسل حاضر به نسلهاي بعدي به عهده اين نهادهاست. از طرف ديگر امروز هاله اي از اميدواري دور مجموعه هنر موسيقي را فرا گرفته است. احساس مي کنم که جامعه بتدريج در حال اشباع شدن از موسيقي بي هويت و بنجل است. نشانه هاي اين اشباع برخوردهايي است که هر روزه با مردم دارم. حتي شنوندگان اين موسيقي بي ريشه از اين که مجبورند در نبود انواع موسيقي فاخر و متناسب به اين جنس مصرفي روي بياورند؛ همواره ابراز نارضايتي مي کنند.



در کنار اينها فعاليت هايي را نيز در جهت معرفي موسيقي خوب شاهد هستم. مثل برنامه «آواي ايراني » که از شبکه 4پخش مي شود. اين برنامه نسل امروز را با گذشته هاي نه چندان دور موسيقي ايران آشنا مي کند. بعلاوه تلاشهاي دست اندرکاران راديوفرهنگ نيز در اين زمينه شايان تحسين است. نوجوان که بودم ، با جايگاه ويژه اي که موسيقي در راديو داشت ؛ اين جزو عادت هاي من بود که حتما برنامه هاي آن را دنبال کنم. به طوري که خيلي از اطلاعات من و هم نسلانم در زمينه موسيقي در اين «کلاس واره»ها حاصل شد. يادش بخيز مثلا روزي استاد بنان در راديو آواز زيبايي در دستگاه شور مي خواندند و ما متوجه مي شديم که اين درآمد شور است و ديگري گوشه سلمک و آن يکي هم قره چه. خوشبختانه اين آثار امروز کمابيش در حال پخش است ؛ اما از سوي ديگر انواع موسيقي غيرايراني و غيراصيل و حتي سبک و ناچيز براحتي در دسترس نسل جوان قرار دارد.


  حتي مي توان اين شرايط را به حمله اي از طرف موزيسين هاي ساير کشورها تعبير کرد. اين حمله در ظاهر خيلي سبک به نظر مي رسد؛ درست مثل بستني خوردني که زود آن را فراموش مي کنيم. همواره ما ضربه هاي کوچک را با مقاومت ناچيز پاسخ مي دهيم. اما به مرور مهار همه چيز از دستمان خارج مي شود. خوشبختانه با پيش بيني من و بعضي دوستان ، در مورد اشباع جامعه از موسيقي سبک ، شرايط به گونه اي است که متوليان موسيقي مي توانند با اميدواري کامل ، انجام فعاليت هايي را شروع کنند؛ مانند فراهم کردن بستر مناسب و حتي دادن يارانه براي توليد موسيقي خوب و باارزش. در حال حاضر من خودم به اندازه ظرفيت سه آلبوم موسيقي ، از آثار آقاي جواد لشگري آهنگساز ارزنده کشورمان را در اختيار دارم. اما متاسفانه براي ضبط و اجرا هيچ سرمايه گذاري پيدا نمي کنم. در چنين شرايطي وظيفه دولت اين است که حداقل تا مدتي جور توليدات هنري را بر دوش بکشد. ديگر اين که مي بينيم روز به روز از تعداد قطعات آواز در آلبوم ها کاسته و به شمار تصنيف و ترانه افزوده مي شود. در اين شرايط مي پرسم پس تکليف هنر غني آواز ايراني چه خواهد شد؟ متاسفانه بيم آن مي رود که اين هنر ناب به مرور دچار دست تطاول زمان شود و از يادها برود. مثلا ممکن است افراد دو سه نسل آينده به کلي با آواز بيگانه شوند. مثل مينياتور ايراني و سازهاي چنگ و بربط و قانون. امروز من هيچ کسي را نمي شناسم که در کشور چنگ بنوازد. آنوقت مي بينيم که اروپايي ها آن را از ما وام گرفته اند و با نام «هارپ» از آن بهره مي برند. در حالي که چنگ واژه و سازي کاملا ايراني است. ياساز بربط که به سرزمين عرب ها رفته و از آن با عنوان عود ياد و استفاده مي کنند. حتي اجراي معدود نوازندگان ايراني بربط، امروز رنگ و بوي عربي دارد. ساز ايراني ديگر با وضعيتي مشابه بربط، قانون است. در اين شرايط چرا ما نبايد حداقل صد نفر نوازنده هر يک از اين سازها را پرورش دهيم و به بار بنشانيم؟ چرا نبايد ميزان پخش آواز ايراني را از رسانه هاي ديداري و شنيداري افزايش دهيم؟ به نظر من براي نفوذ مجدد آواز در ميان جوانان لازم است هر روز چهار آواز 15تا 20دقيقه اي در فواصل مختلف از شبکه هاي راديويي و تلويزيوني پخش شود. پخش مکرر آواز، همچنين موجب بالا رفتن انگيزه در ميان خوانندگان و هنرجويان مي شود. به اين ترتيب مي توانيم با گذشت چند سال مثلا يکصد نفر خواننده عالي و شعرشناس و مسلط بر موسيقي در کشور داشته باشيم. در صورتي که امروز موسيقي و آواز را به عنوان شغل به حساب نمي آورند. يک بار در مراجعه به نهادي که در يک فرم شغل من را پرسيده بودند، نوشتم آواز، اما مسوول مربوطه بلافاصله آن را خط زد و نوشت : آزاد! البته اين معضلات ريشه اي است و در کوتاه مدت حل نخواهد شد. به همين دليل اميدوارانه چشم به آينده دوخته ايم.




منبع : جام جم
...


تهيه و ارسال خبر    :   elina

ثبت نام آغاز شد

  پرينت صفحه جاري   پست الكترونيك   ذخيره آدرس سايت
 

88913010  (021)98+ خيابان كريمخان زند ، ابتداي خيابان استاد نجات اللهي ، پايين تر از كليسا ، ساختمان 299
info@TehranConservatory.ir CopyRight © 2007 All Right Reserved Tehran Conservatory of Music  
Web Design : Ati Net Co .   Programmer : Hassan Rashidi