Current Date : 2/23/2020 صفحه اصلي |  مديريت محتوايي  |  تماس با ما |  ارتباط با مديريت 
 English  |  Persian كنسرواتوار موسيقى تهران   
Quick Link
در آينه مطبوعات  «
بخش بين الملل  «
تقدير نامه ها  «     
بازديد ها  «     
قراردادهاي فرهنگي  «     
ثبت نام براي تحصيل  «     
شرايط تحصيل در  «     
كنسرواتوارهاي خارجي     
ساير سايتها  «
سازشناسي  «
مهندسي صدا  «
موسيقي الكترونيك  «     
الكتروآكوستيك  «     
استوديوها  «     
سازشناسي الكترونيكي  «     
نرم افزارها  «     
آكوستيك  «     
عضويت در خبرنامه  □
نام
ايميل

آرشيو اخبار

۸۸۸۲۴۰۵۰ - ـ۸۸۹۱۳۰۱۰ ـ ۸۸۳۱۶۱۹۲

تاريخ خبر : 20/04/1385

بازده تاسف بار آموزش موسیقی/هوشنگ استوار 

 
تا آنجا که اطلاع دارم در حال حاضر تحصیلات رسمی موسیقی در چهار نوع موسسه آموزشی به عمل می آید : کنسرواتوار موسیقی – آکادمی موسیقی – مدرسه عالی موسیقی (Hochrchule ) دانشگاه – اما در گذشته یعنی تا اواخر قرن هجدهم موسیقی در کشورهای اروپایی فقط به دو شکل امکان پذیر بود .ثروتمندان اغلب به طور خصوصی نزد اساتید موسیقی تعلیم می گرفتند و دیگران که اکثر از طبقات فقیر بودند در موسساتی که به کلیساها یا دربارهای شاهزادگان وابستگی داشتند به منظور خواندن در دسته جات کر ( آواز دسته جمعی ) و رشته های دیگر موسیقی تربیت می شدند .


 


:::یادداشت مدیر سایت کنسرواتوار تهران:::هوشنگ استوار از استادان برجسته موسیقی کشور می باشند که متاسفانه همچون بسیاری از استادان متعهد و دلسوز مجال حضور در مجامع موسیقی را نیافته است.آشنایی اینجانب با ایشان به سالهای قبل بر می گردد .مقاله حاضر از جمله مقالات ارزشمندی است که قبل از انقلاب بین سالهای 1350 و 1354 در مجله رودکی به چاپ رسیده است و علت درج آن در سایت رسمی کنسرواتوار تهران -مرکز اموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 19 تهران وجود مسائل و مشکلات مشابه و مبتلابه موسیقی کشور در شرایط حاضر می باشد.امید است که استادان گرانقدر موسیقی دست به قلم برده و تجربیات و آموخته های خود را به نسل جدید ارائه دهند تا از تکرار مکررات فارغ شویم. :::::علی معافی معاون آموزشی کنسرواتوار تهران:::::




تا آنجا که اطلاع دارم در حال حاضر تحصیلات رسمی موسیقی در چهار نوع موسسه آموزشی به عمل می آید : کنسرواتوار موسیقی – آکادمی موسیقی – مدرسه عالی موسیقی (Hochrchule ) دانشگاه – اما در گذشته یعنی تا اواخر قرن هجدهم موسیقی در کشورهای اروپایی فقط به دو شکل امکان پذیر بود .
ثروتمندان اغلب به طور خصوصی نزد اساتید موسیقی تعلیم می گرفتند و دیگران که اکثر از طبقات فقیر بودند در موسساتی که به کلیساها یا دربارهای شاهزادگان وابستگی داشتند به منظور خواندن در دسته جات کر ( آواز دسته جمعی ) و رشته های دیگر موسیقی تربیت می شدند . اما با گذشت زمان طبقات متوسط استقلالی پیدا کردند و کم کم به فراگرفتن موسیقی گرایش یافتند . و بالنتیجه مدارس اختصاصی موسیقی هم در این زمان ها یکی به دنبال دیگری در شهرهای مختلف اروپا تاسیس شد .


کنسرواتوار پاریس از اولین موسسات آموزش رسمی موسیقی است که در سال 1793 میلادی تاسیس یافت و هدف اصلی آن فراهم کردن وسایل تحصیل موسیقی برای تمام شاگردان با استعداد ( بدون در نظر گرفتن اختلاف طبقاتی ) به طور رایگان بود . تاسیس این موسسه در اوج دوران (( وحشت )) انقلاب فرانسه صورت گرفت . البته از آن زمان تا به امروز تغییرات بسیاری د رآن داده شده است که وارد جزئیات آن نمی شویم . فقط این نکته را باید به یاد داشت که به تدریج کشورهای مختلف از این روش دموکراتیک آموزش موسیقی سرمشق گرفتند وکنسرواتوار پاریس را نمونه قراردادند و موسساتی که نظیر بعضی از آنها را در زیر نام می بریم ، در شهرهای مختلف تاسیس شد :

کنسرواتوار درسال 1807
کنسرواتوار ناپل در سال 1808
کنسرواتوار پراگ در سال 1811
کنسرواتواربروکسل درسال 1813
کنسرواتوار فلورانس در سال 1814
کنسرواتوار وین در سال 1817
کنسرواتوار لندن در سال 1822
کنسرواتوار لاهه در سال 1826
کنسرواتوار لیژ در سال 1827
کنسرواتوار گان درسال 1833
کنسرواتوار ژنو در سال 1835
کنسرواتوار لایپزیک در سال 1843

در آلمان حدود سال 1870 شخصی به نام (( کرتز شمار )) به تاسیس موسسات آموزش موسیقی تحت عنوان مدرسه عالی موسیقی پرداخت . این موسسات تخت تاثیر روحیه دانشجویانه خاص نیمه دوم قرن نوزدهم به وجود آمدند تا بیشتر از آنچه که در کنسرواتوارها معمول بود بد نیست در اینجا قبل از اینکه به بحث اصلی بپردازیم توضیح مختصری درباره ریشه و واژه ((کنسرواتوار)) داده شود .
واژه کنسرواتوار که معادل ایتالیایی آن ((کنسرواتوریو )) است ، در اصل نام موسسات خیریه ای بود که در آنجا اطفال یتیم ، مطرود و نامشروع حفظ و نگاهداری (Conservati) می شدند ، تا زمانی که از عهده تامین مخارج خودشان بر می آمدند و این موسسات را ترک می کردند- توضیح این مطلب لازم بود - چون عده ای به غلط تصور می کنند که منظور از ((کنسرواتوار)) مدرسه ای است که به حفظ هنر و علم می پردازد تا از ابتذال و فساد دور بماند . به هر حال در بعضی از اینگونه موسسات در ایتالیا به تعلیم موسیقی توجه خاصی مبذول می شد تا جایی که بعضی از اطفال ساکن آنجا که استعداد کافی داشتند موسیقیدانان حرفه ای می شدند . – اولین کنسرواتوار (از نوعی که صحبت اش شد ) در قرن شانزدهم در شهر ناپل تاسیس شد و به زودی در شهرهای دیگر ایتالیا هم مانند ونیز و پالرمو به وجود آمد .
اینک می خواهم به اصل مطلب بپردازم و این پرسش را مطرح کنم که چرا این همه کنسرواتوار و آکادمی و مدرسه عالی و به طور کلی موسساتی که به آموزش موسیقی اختصاص داده شده آن طوری که باید و شاید نتیجه نمی دهند؟
- دقت بفرمایید می گویم آن طوری که باید و شاید نتیجه نمی دهند نمی گویم اصلا" نتیجه نمی دهند -
البته تصور می کنم موسساتی نظیر ((جولیارد)) در نیویورک را ( اگر نظیرش وجود داشته باشد که اطلاع ندارم ) باید از این بحث مستثنی کرد چون عموما" موسیقیدانان بسیار با ارزشی از آنجا فارغ التحصیل شده اند – نکته دیگری که باید در نظر گرفته شود تحولات عمیقی است که در سال 1968 ( سال انقلاب آموزش در اروپا) در نحوه آموزش به طور کلی و منجمله آموزش موسیقی صورت گرفت و مقدار زیادی از استاد بازی و نمره بازی و تشریفات زائد کاسته شد . معهذا با وجود تحولات مزبور باز هم بعضی از مسائل حیاتی و اساسی آموزش موسیقی لاینحل مانده است – برخی از این مسائل قابل بحث و عمومیت دارد و کم و بیش در همه کشورها مطرح است ولی بعضی دیگر از این مسائل ، خاص کشور ماست . بهتر است قبل از پرداختن به این بحث ، نکته ای را تذکر دهم . من خود به تعلیم موسیقی اشتغال دارم و به هیچوجه خود را از دایره شمول انتقاداتی که به نحوه آموزش موسیقی دارم بیرون نمی دانم . منتها ، معتقدم که نشان دادن نقاط ضعف و چاره جویی برای رفع آنها از وظایف اجتماعی همه ماست و بیان نقاط ضعف را به مسکوت گذاشتن آنها ترجیح می دهم .
از مهمترین کمبودها در آموزش موسیقی امروز فقدان پایه حرفه ای درست و محکم در هنر جویان است . علت آن چیست ؟
معمولا" در موسسات آموزش موسیقی ، هر رشته به سه دوره مختلف ابتدایی – متوسط و عالی تقسیم می گردد و برای هر دوره معلمین خاصی در نظر گرفته می شوند . البته در خیلی از موارد معلم ابتدایی و متوسطه یا معلم متوسطه و عالی یکی است . اما به هر حال لا اقل دو نوع معلم وجود دارد ، یکی برای مقدمات و دیگری برای مراحل بالاتر . این تقسیم بندی در نظر اول نا معقول جلوه نمی کند . اما اگر در نظر داشته باشیم که اکثر معلمین که در دوره ابتدایی تدریس می کنند تازه وارد کار آموزش شده اند و زیاد با تجربه نیستند (می گویم در اکثر موارد چون استثنا هم وجود دارد) و از طرف دیگر بپذیریم کهمهمترین و حیاتی ترین مرحله کارآموزی یک نوازنده یا یک خواننده همان سال های نخستین است که کارش را شروع می کند ، به خوبی متوجه می شویم که اشتباه بزرگ ، جبران نشدنی درست در همین زمان رخ می دهد ، بدین معنی که هنر جوی تازه وارد نزد معلمی که غالبا" چندان تجربه ای در آموزش موسیقی ندارد تعلیم می گیرد .
البته در بعضی ممالک (مانند آلمان و اخیرا" در فرانسه ) به منظور پیشگیری از این اشتباه بزرگ در بعضی از موسسات آموزش موسیقی رشته ای هم برای تربیت معلم وجود دارد . این رشته را کسانی دنبال می کنند که نمی توانند سولیست ( تک نواز ) بشوند . به نظر من این کار هم ، چارخ اساسی نیست ، چون کسی که خودش نتواند به شاگردانش نمونه هایی از آنچه که مورد نظرش هست ، عملا" ارائه دهد یا به عبارت دیگر معلمی که فقط معلم است و تئوری رشته خودش را خوب می داند اما عملا" قادر به نشان دادن آنچه که از شاگردانش مطالبه می کند نیست ، خواه ناخواه عقده هایی (عقده حقارت مثلا" ) در مقابل شاگردانش دچار می شود و تحقیر خواهد شد . نمی گویم این امر صد در صد یقین است ، نمی گویم که معلمی وجود ندارد که خود نوازنده یا خواننده برجسته ای نباشد ولی بتواند شاگردان ممتازی تربیت کند . اتفاقا" اکثر نوازندگان برجسته حوصله درس دادن ندارند ف پس چه باید کرد ؟ شاید بهترین راه حل این باشد که در موسسات مزبور یعنی موسساتی که هم رشته تربیت معلم دارند و هم رشته های تکنوازی ، فقط به کسانی اجازه گذراندن رشته تربیت معلم داده شود که سولیست باشند . منظور من این است که کسی از روی ناچاری معلم نشود ، چون غالبا" کسی که نتواند سولیست بشود بلادرنگ به دنبال معلمی می رود ، در این مورد ممکن است بگویید که اگر به این نحو عمل شود تعداد معلمین موسیقی بسیار کم خواهد شد . می گویم چه بهتر . فراموش نشود که ما از موسسات رسمی آموزش موسیقی صحبت می کنیم . این موسسات مسئولند ، یعنی مسئول سرنوشت شاگردانی هستند که تربیت می کنند و متاسفانه باید اعتراف کرد که در اکثر موارد این موسسات مسئولیت های خود را احساس نمی کنند (بحث مربوط به همه کشورهاست ) در مقابل این مسئولیت شدیدی که موسسات رسمی بر عهده دارند ، کلاس های آزاد تدریس موسیقی ( کلاس خصوصی ) که بیشتر آماتورها (غیر حرفه ای ها ) در انجا تعلیم می گیرند وظیفه خاصی ندارند . اما در یک کنسرواتوار یا آکادمی موسیقی یا هنرستان عالی موسیقی یا در رشته موزیکولوژؤی دانشگاه همه معلمین باید در سطحی عالی باشند ، همه بدون استثنا . در صورتی که معلم خوب به اندازه کافی وجود نداشته باشد ، استخدام نکنند بهتر است ، تا از روش غلط و حتی جنایتکارانه فعلی پیروی شود . توضیح می دهم : اکثر موسساتی که ذکرشان رفت ، فقط برای جلب هر چه بیشتر شاگرد ، به ناچار تعداد زیادی شاگرد بی استعداد و معلم نا لایق را هم در خود می پذیرند ، بعضی برای کسب شهرت و برخی برای ارضای پول پرستی ، گاه برای تبلیغ نام کشور متبوع شان ، و گاه به همه این دلایل ... مثال می زنم : در کشور بلژیک که یکی از کوچکترین ممالک اروپا است پنج کنسرواتوار وجود دارد . به جرات می توان گفت که چهار تای شان زیادی است . چرا ؟ برای اینکه آنقدر موسیقیدان نالایق و گمراه و بیچاره از این کنسرواتوار ه به جامعه تحویل داده می شود که ضررش بیشتر از فایده آن است ، وقتی کشوری کوچک چنین است ، پس در فرانسه و آلمان و ایتالیا و اتریش و غیره ... ( از آمریکا که اصلا" بهتر است صحبت نکنیم ) چه خبرها که نیست ؟ - آیا لازم است که مجددا" در این نقطه از بحث یادآوری کنم که ادعا نمی کنم موسسات آموزش موسیقی همه بدون استثنا موزیک کشی و استعدا کشی می کنند ، خیر بلکه صحبت درباره اکثریت کادر آموزش این موسسات است . صحبت درباره معلمینی است که در موسسات مزبور تدریس می کنند . این معلمین از کجا آمده اند ؟
آیا واقعا" استاد کارند ؟ آیا به کارشان علاقه دارند ؟ آیا این گروه از معلمینی که واقعا" صلاحیت دارند باید پایه هنری شاگردان مبتدی را بنیان نهند ؟ و در اینجا مجددا" به بحث اصلی می رسیم یعنی اینکه اتفاقا" همان شاگرد تازه وارد و مبتدی است که بیشتر از هر شاگرد دیگری ، به معلم عالی احتیاج دارد. یقین دارم اگر به این طریق رفتار شود نه تنها موسیقیدانان بسیار لایقی تحویل داده خواهد شد ، بلکه خود موسیقیدانان هم موفق تر و خوشبخت تر خواهند بود . ( اکثر جوامع غالبا" چنین می پندارند که طبیعی است اگر هنرمندان به افیون و الکل و غیره معتاد باشند . اگر از مواردی که شخص در اثر عوامل ارثی اعتیاداتی پیدا می کند بگذریم در غالب موارد هنرمند وازده به این قبیل وسایل متشبث می شود تا بدبختی هایش را فراموش کند . حال اگر از همان اول که وارد موسسه آموزش می شود با دقت و دلسوزی و صلاحیت تام به وضع او ( از نقطه نظر استعداد ، توانایی جسمانی و غیره ) رسیدگی شود و اگر واقعا" شایستگی داشته باشد به شاگردی پذیرفته شود و کار هنری را با استاد با تجربه ای آغاز کند ، هنرمند ( در اینجا موسیقیدان ، نوازنده ، خواننده ، رهبر، آهنگساز ) موفقی خواهد شد . وقتی هم که کسی در حرفه اش موفق باشد و نیز واقعا" عاشق حرفه اش باشد دلیلی ندارد که خودش را بوسیله مواد مخدر به دست فراموشی بسپارد ؟ )
پس تا اینجا نتیجه گرفتیم که یک معلم کنسرواتوار و ( موسسات مشابه آن ) باید علاوه برآشنایی با جنبه های عملی رشته مورد تدریس خود ، در امور هنر آموزی هم تجربه کافی داشته باشد . خوب در این میان تکلیف معلم جوان و با علاقه ولی بی تجربه ای که به امر تدریس می پردازد چه خواهد بود ؟ جواب این مطلب از نظر من این است که اگر چنین معلمی در دوره های متوسطه و حتی عالی تدریس کند به مراتب هم برای خود او و هم برای شاگردانش مفیدتر خواهد بود تا اینکه با شاگردان کاملا" مبتدی کار کند . می دانم عده زیادی تعجب خواهند کرد اما این تعجب با کمی تعمق از بین خواهد رفت چون :
اولا" – اوبا شاگردانی کار خواهد کرد که چه از نقطه نظر سنی و چه از نقطه نظر قطعاتی که می نوازند یا می خوانند نزدیک تر به خود او هستند .
ثانیا" – چون پایه شاگرد قبلا" به وسیله استاد با تجربه ای بنا شده ، معلم جوان با استعداد مورد بحث ما زحمت زیادی برای رفع اشکالات شاگردانش نخواهد داشت چون تکرار می کنم اشکال اصلی در همان تلاش اولیه است و در حال حاضر همان درس های اولیه است که غالبا" مورد فاحش ترین سهل انگاری ها قرار می گیرد .
ثالثا" – برخورد شاگرد و معلم برای معلم جوان بسیار آموزنده خواهد بود زیرا هر دو پرورش یافته هستند و بهتر می توانند با یکدیگر تبادل نظر کنند و درباره موسیقی بحث و کفتگو داشته باشند . بدین ترتیب کارـموزی معلم جوان با راحتی بیشتری انجام خواهد پذیرفت .
رابعا" – زمانی که معلم جوان به اندازه کافی تجربه پیدا کرد می توان آموزش مقدماتی را هم به او واگذار کرد . در این صورت یک هنرجوی موسیقی از آغاز تا پایان تحصیلات نزد یک استاد کار خواهد کرد . شاید خیلی ها با این نظر مخالف باشند ، از اینرو برای دفاع از نظر خود می گویم تغییر معلم در سال های تحصیل به ضرر شاگرد است ( بخصوص شاگردان ساز و آواز ) چون بالاخره هر استاد ( با وجود شرایط مساوی از نظر صلاحیت ، حسن نیت ، علاقه و پشتکار ) از لحاظ نحوه تدریس و نیز رفتار و کردار و گفتار با استاد دیگر تفاوت دارد – البته در مواردی که به علل خاصی امکان سازش بین معلم و شاگرد وجود نداشته باشد ، ناچار شاگرد باید تغییر معلم بدهد ، اما این تعویض معلم گذشته از اتلاف وقت تاثیر بدی هم در جامعه معلمین و همچنین در رابطه معلمین و شاگردها باقی می گذارد – علاوه بر این اگر پایه هنری شاگرد توسط یک استاد با تجربه بنا نهاده شده باشد ، دیگر در سال های بعد اشکالی در کار شاگرد به وجود نخواهد آمد .
از اینروی دلیلی هم برای تغییر معلم پیش نخواهد آمد – در موسیقی هم – مانند ریاضیات – اگر شاگرد مسائل را از آغاز بفهمد ادامه کار برایش دشوار نخواهد شد .
در کنسرواتوار ها تعدادی از استادان به خود می بالند که فقط شاگرد دوره عالی تربیت می کنند ولی غالبا" این اساتید کاری انجام نمی دهند ، چون شاگردی که به دوره عالی رسیده است دیگر احتیاج زیادی به راهنمایی ندارد . که واقعا" زحمت کشیده اند و شاگرد حاضر و آماده را در اختیار اساتید ((لیسانس پرداز)) گذاشته اند .
پس خلاصه کلام در مورد استخدام معلمین موسیقی بی اندازه باید دقت کرد . همان طور که از قدیم گفته اند ، یک ده آباد به از صد شهر خراب – باید بپذیریم که یک معلم خوب بهتر از صد معلم بد – اگر تعداد معلم خوب کم است ، اشکالی ندارد ، باید تعداد شاگردان مناسب با ظرفیت مدرسه و تعداد معلمین هر رشته در نظر گرفته شود . آنچهدر هنر از جمله در موسیقی ، مهم است کیفیت است نه کمیت . وجود یک کفاش بد به هر حال بهتر از نبودن کفاش است زیرا کفاش بد هم به درد می خورد ، ولی وجود یک موسیقیدان بد به حال جامعه مضر است زیرا اوست که موسیقی را به ابتذال می کشاند و ذوق مردم را منحرف می کند . نمی گویم موسیقیدان بد را نابود کنیم ولی می توانیم کاری کنیم که از موسسات رسمی آموزش موسیقی ، موسیقیدان نالایق به جامعه تحویل داده نشود .
یکی از بزرگ ترین اشتباهات موسسات آموزش موسیقی در این است که معلمین به اصطلاح ((عالی )) کسر شان شان می شود پایه شاگردانی را که می خواهند بعدا" حاضر و آماده از معلمین به اصطلاح ((ابتدایی )) بقاپند ، خودشان بنا کنند .
دیگر از معایب روش تدریس اکثر معلمین کنسرواتوارها و آکادمی موسیقی طوطی وار درس دادن آنهاست .
- منظور جلوگیری از هرگونه سوء تفاهمی لازم است باز هم تکرار شود ، که البته در همه جای دنیا معلمین استثنایی هم وجود دارند و گاهی اوقات این معلمین در موسسات رسمی هم تدریس می کنند و خدار ار شکر که چنین است و الا هیچ موسسه موسیقی موفق و هنرمند بیرون نمی آید – منظور من از طوطی وار درس دادن این است که اکثر معلمین ساز و آواز فقط نت های یک قطعه را به شاگردان شان یاد می دهند و توجه آنها را به عوامل سازنده یک قطعه از قبیل فرم هارمونی و زندگی درونی اثر جلب نمی کنند و در عوض روی تک تک نت ها و جزئیات دیگر به حد افراط تکیه می کنند و شاگرد را تشویق می کنند که قطعه را آنقدر تکرار کند تا آن را طوری یاد بگیرد که در امتحان آخر سال موفق شود و به کلاس بالاتر ارتقا یابد . این نوع معلمین در طول سال فقط یکی دو قطعه را برای امتحان بیا شاگرد کار می کنند و شاگرد بیچاره عملا" چیزی به معلوماتش اضافه نمی شود چون با ((رپرتوار)) آواز یا سازش آن طور که باید آشنایی پیدا نمی کند ، بالنتیجه با وجود موفقیت در امتحانات و حتی لیسانس گرفتن ، شناخت کافی از موسیقی ندارد . زیرا معلمش فقط برای موفقیت امتحان با او کار کرده و نه برای آموزش موسیقی ، و در اینجاست که صریحا" باید گفت بیشتر معلمین لیسانسیه تحویل می دهند نه موسیقیدان ، البته لیسانسیه های موسیقی بسیار خوبی هم وجود دارند – یعنی اشخاصی که هم لیسانسیه هستند و هم موسیقیدان – ولی در شرایط موجود باید اعتراف کرد که این آدم های خوشبخت که توانسته اند جان سالمی از معرکه در ببرند ، دارای استعداد های فوق العاده بوده اند – اما صحبت ما در اینجا مربوط به اکثریت شاگردان است . از آنهایی صحبت می کنیم که در بدو ورود به یک موسسه موسیقی دارای استعداد متوسطی بوده اند و اگر راه درستی به ایشان نشان داده می شد ، به جایی می رسیدند و موسیقیدانان موفق و با ارزشی می شدند .
و اما معلمین چرا اینطورند ؟ چرا در جا می زنند ؟ فقط از شیوه های معمول Routine)) پیروی می کنند ؟ به دنبال تکمیل معلومات خود نیستند ؟ در پی یافتن راه های بهتر تدریس نمی روند ؟ چرا با علم به اینکه سایر همکاران شان از روش های جدید و بهتر آموزشی استفاده می کنند حاضر به پذیرش و اعمال این روش ها که نتیجه بخش تر است ، نمی شوند ؟
- در این مورد همان طور که در یکی از مقالات قبلی نوشتم به نظر من سوء نیتی در کار نیست ، علت آن را نمی توان فقط تنبلی و بی حوصلگی و یا به اصطلاح پا به سن گذاشتن دانست ، چون خیلی از معلمین علاقه دارند که با جان و دل خودشان را وقف کارشان کنند و برای شاگردان خود مفید واقع شوند ، عشق به مطالعه و تحقیق هم دارند ، و آرزو می کنند بهترین و پر ثمر ترین راه ها را یافته در اختیار شاگردان شان بگذارند . اما کو عملی کردن این آرزوها ؟ مگر جستجوی نان وقتی برای مطالعه معلم باقی می گذارد ؟ بگذریم که بعضی ها ( چه معلم و چه غیر معلم ) دندان طمع شان خیلی تیز است و چنان عطش مادی دارند که با اقیانوسی از اسکناس هم سیراب نمی شوند ، اما از این عده قلیل که بگذریم بقیه واقعا" مایلند به مطالعه و کار واقعی خودشان بپردازند اما سطح خیلی پایین حقوق آنها ( نه تنها در ایران بلکه در اکثر ممالک دنیا) باعث فقدان تمرکز فکری ایشان در امر تدریس می شود – شاید کسی بگوید که معلم با علاقه می تواند از ساعات خورد و خوابش بزند و مطالعه کند . این حرف شاید در مورد معلمین رشته های دیگر عملی باشد ، اما معلم موسیقی باید پارتیسون و کتب مربوط به حرفه اش را مطالعه کند و این کتب و پارتیسون ها نسبت به سایر کتابها ( چه علمی و چه غیر علمی ) بسیار گران قیمت اند . تازه در ممالکی که کتابخانه های مجهز موسیقی دارند مگر چند نسخه از هر پارتیسون و کتاب موسیقی در دست است که به مراجعین به امانت سپرده شود ؟ - پس ملاحظه می شود که موسیقی نه تنها از پرارزش ترین هنرها است بلکه از پر خرج ترین حرفه های دنیا نیز هست . شاعر ، نویسنده ، نقاش ، مجسمه ساز می تواند با بدنی نحیف ، دستی لرزان و شکمی خالی بالاخره هر طور شده کارش را انجام دهد ، اما یک خواننده نمی تواند بدون تغذیه کافی آواز بخواند همان طور که یک نوازنده نیز باید با دست هایی گرم و بازویی نیرومند و نفسی پر قدرت سال های سال تمرین کند – تذکر این نکات پرداختن به جزئیات نیست بلکه یادآوری کلیاتی است که عین حقیقت است .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از علاقمندان به بحث بیشتر در این خصوص دعوت می شود تا نوشته های خود را برای درج در سایت ارسال نمایند.



ثبت نام آغاز شد

  پرينت صفحه جاري   پست الكترونيك   ذخيره آدرس سايت
 

88913010  (021)98+ خيابان كريمخان زند ، ابتداي خيابان استاد نجات اللهي ، پايين تر از كليسا ، ساختمان 299
info@TehranConservatory.ir CopyRight © 2007 All Right Reserved Tehran Conservatory of Music  
Web Design : Ati Net Co .   Programmer : Hassan Rashidi