Current Date : 9/20/2018 صفحه اصلي |  مديريت محتوايي  |  تماس با ما |  ارتباط با مديريت 
 English  |  Persian كنسرواتوار موسيقى تهران   
Quick Link
در آينه مطبوعات  «
بخش بين الملل  «
تقدير نامه ها  «     
بازديد ها  «     
قراردادهاي فرهنگي  «     
ثبت نام براي تحصيل  «     
شرايط تحصيل در  «     
كنسرواتوارهاي خارجي     
ساير سايتها  «
سازشناسي  «
مهندسي صدا  «
موسيقي الكترونيك  «     
الكتروآكوستيك  «     
استوديوها  «     
سازشناسي الكترونيكي  «     
نرم افزارها  «     
آكوستيك  «     
عضويت در خبرنامه  □
نام
ايميل

ثبت نام آغازشد

کنسرواتواری

آهنگسازی

معلمی ساز/آواز

تزئینات داخلی

معماری سازه

پادفک روسی

با اعطاء گواهینامه پایان دوره آموزش عالی آزاد                   

8882 4050 - 8831 6192

مقالات و تحقيقات

 

 

 

تاريخ ارسال : 1386/12/08

چرا دیگر نمی اندیشیم؟ 

  کوروش صفوی فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه در آلمان و اتریش، دارای دکترای زبان شناسی از دانشگاه تهران و استاد گروه زبان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی است. وی مقالات علمی بسیاری در مجلات مختلف زبان شناسی ایران و جهان منتشر کرده و کتاب های متعدد و مهمی در این زمینه روانه سپهر اندیشه کشور نموده است. چندی است با موج مباحث و انتقادات مربوط به ارتقای علمی اساتید از طریق نشر مقالات ISI، موضوع «ضعف تفکر» در ایران در دایره توجهات اساتید و صاحب نظران واقع شده است. آنچه در پی می آید مقاله ای در همین موضوع و به قلم کوروش صفوی است.
اخیراً سؤالی مطرح شده است که مدت ها درباره آن به صورت خودآگاه و ناخودآگاه فکر کرده ام. سؤال این است که چرا ما اساساً در کل علوم و بخصوص در زبان شناسی با مشکل عدم فکر کردن روبه رو هستیم. منظورم از ما،کشورهای به اصطلاح «جنوبی» یا به تعبیر دیگران، کشورهای در حال پیشرفت است که ایران را هم شامل می شوند.
این مشکل عدم فکر کردن، تنها گریبانگیر ما نیست؛ بلکه آن را در کشورهایی مانند پاکستان و هند و مالزی و استرالیا نیز می بینیم. در زبان شناسی چه اتفاقی افتاده که وقتی دانشجو می خواهد رساله ای بنویسد، باید سراغ استادش برود و از او بپرسد «درباره چه چیزی باید کار کنم » این مسئله، هم در دوره فوق لیسانس و هم دکتری مطرح می شود. معمولاً جوابی که به این سؤال داده می شود، از جنس خروس قندی است و بیشتر به درد اطفال می خورد: «شما مطالعه ندارید!» در حالی که من مطمئنم نسل حاضر از زبان شناسان به مراتب بیشتر از نسل ما مطالعه می کنند. در گذشته مسئله نسل ما بیشتر این بود که دور هم جمع شویم و درباره مسائل زبان شناسی بحث کنیم و آن بحث را به جایی برسانیم. این که حالا لاینز یا سوسور یا مارتینه چه گفته اند چندان برای ما مهم نبود، چون نسل ما را خیلی با این جور اسامی درگیر نمی کردند.
این مشکل را می توان در دو لایه بررسی کرد: یکی لایه کل اجتماع که از لایه دیگر وسیعتر است، مثل مسائل اقتصادی استادان و تأمین معیشت با حقوق حداقلی. ولی در اینجا بحث آن را مطرح نمی کنم، چون همه ما آن را بخوبی می شناسیم.
در مورد لایه دوم باید بگویم از حدود اواسط قرن پانزدهم میلادی با کشف قاره جدید و بعد حرکت کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، انگلیس، دانمارک و پرتغال به سوی اقصی نقاط دنیا، استعمارگری آغاز شد. اجازه بدهید این پدیده را که در آن، هم استعمارگر شناخته شده بود و هم استعمار شده، در اینجا «استعمار خرد» بنامم. در مقابل استعمار خرد، «استعمار کلان» را معرفی می کنم. از جنگ جهانی اول و بویژه دوم به بعد، مجموعه اتفاقاتی مانند نظام بلشویکی شوروی، جنگ های جهانی و ... باعث شد گروهی از اندیشمندان اروپایی به هر دلیلی به آمریکا مهاجرت کنند. این شرایط، آمریکا را به ناحیه ای جهانی شده تبدیل کرد، یعنی شرایطی پیش آمد که امروزه تحت عنوان «جهانی شدن» از آن نام می بریم. در چنین شرایطی، ما با نوعی «استعمار کلان» سروکار داریم که در آن برخلاف استعمار خرد، نه استعمار گر می داند مستعمره اش کجاست و نه مستعمره می داند که تحت استعمار کیست. در کتابخانه کنگره آمریکا فرمولی به نام ال.سی. (Library of Congress) برای فهرست کردن کتاب ها وضع می کنند و بعد می بینیم امروزه در دورافتاده ترین کتابخانه ایران هم برای فهرست کردن حتی پنجاه، شصت کتاب از همین روش استفاده می شود، چون از طریق آن می توان به اینترنت وصل شد و کتاب های مورد نظر را جست وجو کرد. به عبارتی ساده تر، فهرست نویسی به روش ال.سی. از راه جهانی سازی به ما تحمیل شده است.
نمونه دیگر، شکل پلاک های ماشین است. چون جای پلاک در ماشین هایی که وارد ایران می شد باریک و کشیده بود، مجبور شدیم پلاک های قبلی را که به خاطر پهن بودن از زیر سپر آویزان می شدند، عوض کنیم. همین ماجرا به طرز خنده دارتری در چین دیده می شود؛ خط چینی که «کانجی» نام دارد و از بالا به پائین نوشته می شود، بر روی پلاک های ماشین های وارداتی از اروپا و آمریکا و ژاپن، اجباراً از چپ به راست نوشته شد، چون پلاک ها برای درج خطوط «هیراگانا» و «کاتاکانا»ی ژاپنی و حروف لاتین طراحی شده بودند. در این مورد نیز چینی ها تصمیم گیرنده نبودند؛ تصمیم را دیگران گرفتند و آنها ناخودآگاه اجرا کردند.
نمونه دیگر، این که یک شرکت خصوصی(!) در فلوریدا برای تعیین اعتبار مجلات علمی معیاری را به نام آی.اس.آی. معرفی می کند. سپس دانشگاه های جهان به نسبت انتشار مجلاتی که از این الگو پیروی می کنند، رتبه بندی می شوند، ولی اسم هیچ یک از دانشگاه های ایران در میان صد دانشگاه نخست این رتبه بندی دیده نمی شود. در نتیجه وزارت علوم بخشنامه ای صادر می کند مبنی بر این که از این پس مقالات علمی باید مطابق معیارهای آی.اس.آی نوشته و رتبه علمی اساتید هم براساس تعداد مقاله های درج شده ایشان در آی.اس.آی ارزیابی شود. این باعث شد تا کسی که فرضاً مقاله ای در یک مجله آی.اس.آی دارد و مالزی چاپ کرده تصور کند فیل هوا کرده و حالا باید به همکارش که از قضا در فلان مجله داخلی مقاله بسیار خوبی هم نوشته پز بدهد. به علاوه، یکی از ملاک های تعیین مقالات آی.اس.آی لزوم ارجاع به مقاله های غربی است. هیچ کس هم نمی گوید که آخر در این صورت، پنجاه درصد از مقاله علمی- پژوهشی یک ایرانی باید نقل قول های ترجمه ای از کتاب های دیگران باشد، یعنی چاره ای نداشته باشیم جز این که دائم بگوییم یول و یا کوبسن و جکنداف و ... چه گفته اند. اگر من به کسی ارجاع ندهم، دنیا علمی بودن مقاله ام را قبول نمی کند. ولی علمی بودن را چه کسی برای ما تعریف کرده است کسی غیر از خودمان.
نمونه دیگر از استعمار کلان، روش ارجاع دادن به سبک جهانی است. حال کسی نمی داند که مثلاً چگونه می توان به کتاب بدیع و قافیه خزائلی و سادات ناصری ارجاع داد که نه ناشرش معلوم است و نه تاریخ نشرش یا به کلیله و دمنه که معلوم نیست نویسنده اش ابن مقفع است یا نصرالله منشی یا مجتبی مینوی و از این گذشته تاریخ هم ندارد.
حال خطر این جهانی سازی چه می تواند باشد تا این جا که نمی شود به هیچ یک از این موارد اعتراض کرد. اشکال از جایی شروع می شود که این جهانی شدن در ما «نهادینه» بشود، یعنی بی آن که بدانیم، به استعمار از نوع کلانش گردن بگذاریم. همین نا آگاهی از تحمیلی بودن قواعد جهانی سبب می شود تا فقط کشورهای شمالی حق و فرصت اندیشیدن داشته باشند و کشورهای جنوبی فقط روی اندیشه آنها اندیشه کنند.
جهانی شدگی ناخودآگاه، ما را به جایی می رساند که معنی اندیشیدن را فراموش کنیم. وقتی واژه «اندیشیدن» نامفهوم بشود، چطور می توانیم بپرسیم «چرا نمی اندیشیم »، حالا پاسخش طلبمان. چامسکی این حق را به خودش می دهد که بعضی از کتاب هایش را بدون ارجاع به هیچ منبعی بنویسد، که هیچ اشکالی ندارد؛ خیلی هم عالی است. ولی زبان شناسی ایرانی پیش از آن که بداند فارغ از اندیشه های چامسکی هم می شود اندیشید، خودش را از چنین حقی محروم می کند. به همین دلیل است که ما بیشتر «خبرنگار زبان شناسی» و- در بهترین حالت- «زبان شناسی دان» داریم تا «زبان شناس»؛ به همین دلیل است که ما هنوز نتوانسته ایم بسیاری از مسائل زبانی مان را حل کنیم؛ ما هنوز حتی یک دستور زبان فارسی که مبتنی بر زبان شناسی باشد ننوشته ایم! در عوض، همیشه کسانی بوده اند که از این دستور نانوشته هم ایراد بگیرند.
به این ترتیب، جهانی شدن، ما را در مسیری انداخته که فکر نکردن برایمان نهادینه بشود و خیال کنیم این رفتار، خود علم است، در حالی که علم و اندیشه جدا از مد پارچه شلوار است؛ دیدگاه های کسانی چون دریدا و بارت و فوکو که اساساً نظریه هایی زبانی هستند، بیرون از حیطه زبان شناسی مدتی چنان نقل همه محافل می شوند و درباره شان چنان بحث های داغی در می گیرد که من زبان شناس هم از آنها سر در نمی آورم. وقتی ادای عالم بودن، جای خود را به فرهنگ علم بدهد، دیگر اندیشیدن مطرح نخواهد بود. آنقدر اطلاعات وارداتی به خورد دانشجو داده می شود که دیگر جایی برای اندیشیدن باقی نمی ماند. البته من نمی گویم که بدون داشتن اطلاعات کافی می توان اندیشید؛ اندیشه باید در کنار مطالعه باشد. در شرایطی که استعمار کلان یله می شود در محدودیت های اجتماعی و پس از نهادینه شدن، به زبان شناسی هم نشت می کند، فقط و فقط از یک راه می شود آن را کنار زد: از راه اندیشیدن در کنار مطالعه.

نگارنده:کورش صفوی


این مطلب برگرفته از روزنامه ایران است.

دفتر معاونت پژوهشی کنسرواتوار تهران/موسسه آموزش عالی ازاد نهاوند


تهيه و ارسال توسط    :   معاونت پژوهشی کنسرواتوار تهران موسسه آموزش عالی آزاد نهاوند

 
  پرينت صفحه جاري   پست الكترونيك   ذخيره آدرس سايت
 

88913010  (021)98+ خيابان كريمخان زند ، ابتداي خيابان استاد نجات اللهي ، پايين تر از كليسا ، ساختمان 299
info@TehranConservatory.ir CopyRight © 2007 All Right Reserved Tehran Conservatory of Music  
Web Design : Ati Net Co .   Programmer : Hassan Rashidi